تبليغاتX
یاس سفید
گوناگون
 قابل توجه اقایون
دانشمندان سوئدی در یك تحقیق عجیب دریافته‌اند:مردانی كه شوهران زنان باهوش می‌شوند عمر طولانی‌تری دارند.
این پژوهشگران دریافته‌اند كه در مردان عمر طولانی‌تر و برخورداری از سلامت مطلوب در واقع ارتباطی به سطح تحصیلات آنها ندارد بلكه رابطه مستقیم با میزان تحصیلات و آگاهی و هوش همسران آنها دارد.
محققان می‌گویند؛ با وجودی كه دختران تصور می‌كنند هوش و ذكاوت آنها به اندازه زیبایی ظاهر در انتخابشان به عنوان شریك زندگی از سوی مردها نقشی ندارد اما باید گفت این تصور صحیح نیست.
از سوی دیگر، هرچند مردها تصور می‌كنند كه باهوشی آنها برای بهره‌مندی از یك زندگی مطلوب كافی است اما آنها هم در اشتباه هستند چون دانشمندان سوئدی به تازگی كشف كرده‌اند كه هوش و تحصیلات یك مرد در كیفیت زندگی وی نقشی ندارد اما در عوض زنان باهوش می‌توانند باعث افزایش طول عمر و سلامت شوهران خود شوند.البته محققان خاطر نشان كردند كه در آغاز این مطالعات قرار دارند و با بررسی‌های بیشتر به تاثیر هوش زنان بر سلامت همسرانشان دقیق‌تر خواهند پرداخت

 

افرین به این دانشمندان  که دست به چه تحقیقات بزرگی میزنند.

برای حفظ حقوق کپی رایت  اینم منبع  اصلی"ww.mypersianforum.com"

|+| نوشته شده توسط یاس سفید در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388  |
 زن

سلام

خيلي وقت بود  دست از سر قانونگذاري  و اسلام بر داشته بودم در مورد حقوق زنان.  ولي  ديدم نمشه .نوشتن هيچ مطلبي  به اندازه دفاع از اناث  به من حال نميده.

فلسفه قانونگذاري  ايجاد امنيت  و اسايش و ايجاد برابري  هستش  . همون سه اصل معروف اسلام : اصل قانوني بودن مجازاتها  . اصل شخصي بودن مجازاتها و اصل برابري .

دستگاه قضايي ايران  نميتواند  و نخواسته كه هيچ امنيتي براي زنان ايجاد كند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یاس سفید در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388  |
 حلقه ازدواج
پست امروز   فقط برای جواب  به اون دوستمه که نوشت این  وبلاگ تعطیل شده  

این پست فعلا برای اینکه بگم تعطیل نشده   سر فرصت  جواب اون دوستمو  هم میدم.

 چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم قرار میگیرد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یاس سفید در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388  |
 پسر و دختر

دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند(طنز)

دخترها
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن"واسه اينكه بي ادب تشريف دارن"
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
فعل شستن ماهيتابه رو انجام ميدن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سوپري و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا مي افتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن"چه با حال"
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

نتيجه اخلاقي اينكه پسر ها فقط بلد هستند فحش بدن.

|+| نوشته شده توسط یاس سفید در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 راز ئ نیاز با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب           .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) 

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

|+| نوشته شده توسط یاس سفید در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 فرق بین ایرانی و امریکایی

 

داستانی که نشان از کمال هوشمندی و ابتکار و خلاقیت و نبوغ هموطنان ایرانی بخصوص در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دارد،

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است..

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

 

|+| نوشته شده توسط یاس سفید در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 

طلب عشق ز     هر  بی سر و   

 

پایی نکنیم.

 

 

|+| نوشته شده توسط یاس سفید در دوشنبه سی ام شهریور 1388  |
 قدر
انا انزلناه فی لیله القدر   لیله القدر خیر من الف شهر 

شب قدر نزدیکه. داشتم به این فکر میکردم    دستور داده شده به سه شب تا صبح بیدار بودن  و دعا خوندنو  طلب بخشش کردن  .  که توی یکی از این سه شب سرنوشت  یک ساله ادمیان رقم میخوره.  حالا  کشوری مثل ایران  که بیشتر سالها   برای شروع ماه مبارک رمضان  و رویت ماه اختلاف نظر هست  . و ایران رو اگه با کشورهای خلیجی  مقایسه کنیم  که باز هم  اختلاف وجود داره  . و همیشه یک روز اونها از ما جلوتر هستند. واقعا شب قدر کی میشه!!!!!!!!!  اگه شب قدر یکی از اون شبهای باشه که توی ایران هیچ وقت  شب قدر نباشه چی میشه!!!!!!!  میگن  با اشاراتی که در روایات امده   شاید شب قدر شب بیست و یکم باشه   .  حالا اگه اون یک روز اختلاف رو در نظر بگیریم و اون شب مبارک  شبی باشه که ما توی خواب میگذرونیم  تکلیف چیه؟

مرا بسپار در یادت

به وقت بارش باران

نگاهت گر به ان بالاست

و

در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد

دعایم کن

که من محتاج محتاجم

 

|+| نوشته شده توسط یاس سفید در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388  |
 رمضان امسال

سلام

ماه رمضان امسال  چه زود امد. اصلا اماده نبودم 

هميشه وقتي ماه رمضان ميشه  انتظار دارم  توي اين ماه شق القمر كنم    ادم بشم  

هميشه سر اين دوراهي گير بودم    اخه   اين نماز و روزه  چرا بايد قبول   باشه  

اخه فقط يك گرسنگي    و يك كم  بدخواب شدنه    .  هيچي عوض نميشه  

بارها به اينجا رسيدم كه ديگه روزه نگيرم    كاري كه فايده نداره  براي چي انجام بدم   وقتي ماه مبارك تموم ميشه باز همون ادم هستم    .باز   توي حجاب كاهلي ميكنم   باز دوباره   وقتي   حوصلم سر بره    تلفن را بر ميدارم  با دوستام كلي غيبت ميكنيم   كلي مسخره ي اينو اون ميكنيم     

هميشه ميگفتم     اخه چرا دين  خدا رو به بازي بگيرم   اخه روزه كه گرسنگي  نيست

اخه من كه از بيست   فضيلت سحر   فقط يكي را انجام ميدم اونهم سحري خوردنه

از اون همه اداب افطار  فقط يكي را انجام ميدم  انهم اينكه  با خوردن خرما و فرستادن يك صلوات افطار كنم

هميشه شباي قدر شرمنده بودم  اينكه بهتر نشدم    بدتر هم شدم    بعضي   شباي قدر اصلا دوست نداشتم بيدار بمون   از خدا خجالت ميكشيدم    كه بيدار باشم    يا ازش چيزي بخوام

هميشه شباي قدر   بين دلم  و عقلم  جنگ بپا ميشد    اخرش دلم پيروز ميشد    و شب رو بيدار ميموندم  ولي تا اخرش پر از شرمندگي

امسال ماه مبارك امد   اصلا هم اماده نبودم   ولي  ديگه شرمنده نيستم     نه اينكه بهتر شده باشم  نه   نه اينكه توشه را از فضايل نيك سنگين كرده باشم نه  ديگه فكر نميكنم پست ترين بنده باشم     ديگه فكر نميكنم بار گناهام سنگينه     ديگه از طلب بخشش كردن خجالت نميكشم   ديگه از يا رب  يا رب گفتن شرمسار نيستم

 

اخه خودمو با خيلي ها مقايسه كردم    . اونهاي كه خيلي دم از اسلام ميزنن   دم از مسلمون بودن ميزنن   

كلي عمرشون رو براي تفسير قران  گذاشتند    ولي به چه راحتي حق رو نا حق كردن   به چه راحتي خون ريختند   به چه  راحتي   نداي پاك  بودن سر ميدن  يا اونايي كه  حق رو ديدن  و دم نزدند    اوناي كه حق رو ديدن  و به خاطر جاه   و مقام    دم نزدند   

ديگه پيش خدا شرمنده نيستم   اخه  مگه من  چي كار ميكنم  كه  فكر كنم بدترين بنده هستم  

اره اگه نمازم رو از روي عادت ميخونم    نه از سر شوق و بندگي    ديگه حق الناس كه نميكنم  

واسه پول   واسه ترفيع  به كسي ظلم نميكنم   با تكبر با كسي حرف نميزنم    بقيه مردم رو پست و حقير كه نميبينم. 

واسه منافع خودم كه ايات و روايات رو  تفسير نميكنم     . 

ديگه احساس شرمندگي نميكنم    ميتونم سرمو ببرم  بالا از خدا  نيازم رو بخوام

|+| نوشته شده توسط یاس سفید در دوشنبه دوم شهریور 1388  |
 

نميدونم چه عنواني براي پست اين بارم بزارم    .خيانت.  پستي.  معضل جامعه.

پست اين بار اتفاقي هست كه براي دوستم افتاده   البته دوست متاهلم.

دوستم با شوهرش   زندگي مشترك خوبي ندارن    وبا داشتن يك بچه   و گذشت بيش از ده سال از زندگيشون هنوز به ارامش نرسيدند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط یاس سفید در سه شنبه بیستم مرداد 1388  |
 
 
بالا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس